هنرهاي رزمي جدا از تعليمات رزمي خود اهداف عميق تري دارند.
ياد گيري فنون رزمي همانند شنا کردن مي ماند.
شما ممکن است يکبار در آب بيفتيد, ولي بلد
بودن شنا آن يکبار جان شما را نجات ميدهد.
پس "هنرهاي رزمي يک جور دور انديشي هستند ".
براي مثال چون شما مکتب ژاپني کار کرديد,داستاني
حقيقي از خلبانان "کامي گاري" نقل مي کنيم:
در سال ۱۹۴۵ ارتش امريکا, ژاپن را مورد
حمله قرار داده بود و ژاپن در آستانه شکستی سنگين بود.
ژاپنيها بعد از بررسي, متوجه شدند که هيچ راهي
جز از بين بردن نيروي دريائي امريکا ندارد که
رسيدن به اين مقصد خود بس دست نيافتني بود.
در همان هنگام بود که خلبان هاي هواپيما هاي
صفر معروف به هواپيما هاي ببر داوطلبانه اعلام کردند
که حاضر هستند جان خود را فدا کنند و" سپو کو " کنند.
سپوکو در فرهنگ سامورائي
خودکشي شرافتمندانه گفته مي شود.
آنان تصميم گرفتند هواپيماهاي خود را مجهز
به مواد منفجره کنند و با کوبيدن خود به ناوگان
دريائي امريکا آنان را نابود کنند.
اگر به عکسهاي خلبانان, قبل از عمليات
"کامي گاري" نگاه کنيد ملاحظه مي کنيد
که در دست هر يک از خلبانها يک قبضه کاتانامي باشد.
حتي انان کاتانا را با خود داخل کابين هواپيما بردنند.
خلبانهاي ژاپني توانستند نيروي دريائي امريکا را در "پرهاربر" نابودکنند.
اين شگفتي از درک عميق فرهنگ شمشيرزني
برآمد ,درسته که آنان ظاهراً ضربه فيزيکي با شمشير نزدنند ؛
اما روح شمشير را به خوبي دريافته بودند و اصل, همين است.
اين روح شمشير بود در تکنولوژي امروز!
عشق؛ مهرباني ...
در جاي خود به کار مي آيند و توصيه استادان
بر مهرباني با افراد ضعيف است.
حتي احترام به معناي صلح مي باشد.
صلح مرد قوي ارزشمند تر است يا مرد ضعيف؟
عشق ونفرت-خنده وعصبانيت-رحم وبخشش...
مردقوي ارزشمند تر است يا مرد ضعيف؟
به عقيده ما خوب فکر کردن و دانائي براي هر کسي ضروري است.
اگر تک تک افراد يک جامعه سالم باشند آن جامعه سالم است...








