آن که با عالم بالا سر و سودا دارد
روزگاری است که ماوی به دل ما دارد
همه عمر دویدیم پی اش بی حاصل
غافل از آن که درون دل ما جا دارد
کار هر کس نبود مرده دلی زنده کند
مگر آن کس دم جان بخش مسیحا دارد
عاشقی در طلب مال ومنالی نبود
عشق مجنون تهی دست تماشا دارد
همه بالند به هر چیزی و من می بالم
به علی(ع)چون که تملک به سماها دارد
شب قدر است و سماوات همه غرق سرور
این چنین شب چو تعلق به تولی دارد
شهد شیرین شهادت چو بدین گونه چشید
جبرئیلش ز علی عجز و تمنا دارد

هنوز دارم به دل میگم صبر کن میاد . این جمعه دیگه میاد .
آخه این جمعه فرق میکنه .
این جمعه با بقیه جمعه ها فرق داره .
این جمعه فقط بوی انتظار نمیده .
این جمعه بوی انتقام میده .
بیا بریم تو شهر کوفه .
تو کوچه های خاکی این شهر هزار رنگ و فریب .
همه جا تاریکه . شهرم خوابیده .
خیلی خسته شده از تزویر این مردم نا اهل .
چشماشو بسته . لباس سیاه تنش کرده .
زمینم انگار سرشو زیر پتو برده
تا صدای هق هقشو کسی نشنوه .
آسمون تنها شده .
نمیدونم چرا ماه و ستاره ها داغدارن ؟؟
گوش کن ...
هیس ....
سکوت کن .
یه صدایی داره میاد
نه .... صدای زمین نیست .
زمین هق هقشو مخفی کرده تا آدمای این
شهر راحت بخوابن .
یه صدای دیگه است .
بیا بریم بیرون شهر .
صدا از اونجا میاد .
من باید یفهمم این صدا مال کیه ؟
اونجا اون دور دورا توی نخلستان .
صدا از اونجا میاد .
بیا پشت یکی از نخلها قایم بشیم
و گوش بدیم این صدا از کدوم تنها و بی کسه؟
که این وقت شب نخوابیده و داره ناله میکنه ؟
گوئیا از اهل این شهر نیست .
مسافری است بس غریب از تبار نور .
از جنس شکوفه .
دستاش بوی یاس میدهد .
بوی یاس شکسته .
چه بوی خوبی ....
این غریب مرد کیست ؟
سرش را بر دهانه چاه گذاشته است
چاه را تنها محرم خود میداند .
اشکانش را در چاه میریزد
و تنها چاه را شاهد غربت
قدیمی اش میگیرد .
آه که این مرد چقدر غریب است .
یعنی تو میگی این مرد همسر نداره
تا باهاش درد و دل کنه
که اومده با چاه درد و دل میکنه ؟
بیا کمی نزدیک بریم .
میخوام ببینم این کیه که عطر گلهای
محمدی را به دوش میکشد ؟
بیا بریم به درد و دلش گوش بدیم .
وای چه وداعی داره میکنه .
حالا دیگه یقین دارم از اهل این شهر
پرآوازه هزار مکر و نیرنگ نیست .
فقط داره زیر لب
زمزمه میکنه : یا زهرا .... یا زهرا .......
داره عازم میشه .
بیا تعقیبش کنیم ببینیم کجا میخواد بره ؟
یه کیسه رو شونه اشه .
داره تو کوچه ها آروم آروم گام برمی داره .
در خونه هارو میزنه .
یه چیزی پشت در میذاره و میره .
شهر هنوزم خوابه .
مرد آروم گام برمی داره .
نمیخواد کسی بیدار شه .
در نهایت چهره مردانه و غریبش شوق هست .
من میگم شوق دیداره .
شاید شوق دیدار همون زهرایی
که اسمشو می آورد و با آوردن اسمش
شونه هاش میلرزید !!
حتما دلش براش تنگ شده .....
به نظرم خیلی دوسش داره .....
چرا ایستاد ؟؟
چرا ایستاد ؟؟
چرا نشست زمین ؟؟
چرا چهره اش برافروخته شد ؟؟
به اینجا میگن کوچه بنی هاشم .
این ناکردارا با این مرد چه کردن ؟
چرا خم شد ؟؟
چرا داره میشکنه ؟؟
این کوچه چقدر بوی یاس میده .
بوی یاس پهلو شکسته .
هنوز گلبرگای خونین یاس روی زمین افتاده .
آقارو ببین گلبرگها را میبوید
و میبوسد و به دیده میگذارد .
دلم گرفت .
بیا از این شهر بریم .
بیا بریم لب باغچه خودمون .
شده تا صبح منتظر بمونیم .
من میدونم آقا با شال مشکی که
به دور گردن انداخته میاد . آقا میاد .....
شب شد و آفتاب رفت .
باید دوباره بگیم آقا صبح ظهر
عصر غروب شد نیامدی ؟؟!!......

سلام امروز براتون اصطلاحات مربوط به
علوم نین جوتسو رو آماده کردم.
امیدوارم خوشتون بیاد.البته همش رو ننوشتم
اونایی که به نظرم مهم ترو کارآمدتر هستند رو اماده کردم:![]()
شینوبی ایری جوتسو : هنرنهان کاری
سی شین تکی کیویو :هنرشاد کردن روحیه
چی مون جوتسو :شناخت جغرافیا و . . .
سوی رن جوتسو : هنر مهارتهای آبی
باجوتسو : هنر سوار کاری
کوبودوجوتسو : سلاح های سنتی
تای جوتسو : هنردفاع شخصی
کن جوتسو : هنر استفاده ازشمشیر
یاری جوتسو : هنراستفاده از نیزه نینجا
بو جوتسو : هنر استفاده از چوب
شورایکن جوتسو : هنر تیغ انداختن
کاجوتسو : هنر آتش وانفجار
کوشای جوتسو : ضربه به نقاط حساس بدن




