ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داستان کوتاه پسر نالوتی و مادر مهربان! ! !
********************************
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را
از خواب بيدار كرد.![]()
پشت خط
مادر
ش بود .![]()
پسر با عصبانيت گفت:![]()
چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟![]()
مادر
گفت:25 سال قبل در همين موقع
شب تو مرا از خواب بيدار كردي!
فقط خواستم بگويم تولدت مبارك.![]()
![]()
![]()
پسر از اينكه دل
مادرش
را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد .![]()
صبح سراغ
مادر
ش رفت . ![]()
وقتي داخل خانه شد
مادر
ش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت
ولي
مادر
ديگر در اين دنيا نبود . . .![]()
![]()
![]()
نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
حضرت محمد (ص)
دسته بندی :متفرقه


